ميرزا محمد حيدر دوغلات
317
تاريخ رشيدى ( فارسي )
است ، وى نيز در غايت ملاحت نوشته است . ديگر مولانا محمد ابريشمى است ، بغايت پخته نوشته است . ( 131 ر ) اما شكستهتر مىنويسد . ديگر مولانا زين الدين محمود داماد ملاست و شاگرد كتابت را بسيار خوب كرده و تيز و بزه مىنويسد . ديگر سلطان محمد نوده است ، اگر چه قلم تيز مىدارد اما كاواكتر مىنويسد . ديگر قلندر كاتب است ، ملا را بر او نظر تمام بوده ، چه هر كس كه باشد به آن وضع او را دوست دارد . او را هرگز منزل معين نبوده ، صاحب كرته و كفش نشد . تمام عمر را به تجريد و تفريد گذرانيده ، در غايت صلاح و پاكيزگى ، خط او زبونتر از اين جماعت مذكوره است و جمعى ديگرند كه شاگردان اين جماعتاند . مولانا قاسم على شاگرد مولانا محمد ابريشمى است . قلم او كند است اما در غايت مزه و لطافت و استحكام خط وى به هيچ يك از اين مردم نمىماند . از اكثر ابناى جنس خود بهتر مىنويسد . اين كمينه شاگرد وى است و شرح آن خواهد آمد . ديگر قاسم شادى شاه ، وى شاگرد سلطان محمد خندان است . به ملاحت مىنويسد ديگر مولانا مير على است ، وى شاگرد زين الدين محمود است ، بغايت صاف و محكم مىنويسد . خفى او به از جلى اوست و كتابت او بهتر از قطعه او . جلى را بىتناسب و بىمزه مىنويسد و در خفى و جلى او ملاحت نيست اما به قوت دست او معلوم نيست كه كسى گذشته باشد . اين جماعت كه مسطور شد ، جماعتىاند كه پيش از ايشان و بعد از ايشان ، مثل ايشان پيدا نشده است . و منهم المصورون . شاه مظفر پسر استاد منصور است . در زمان سلطان بوسعيد از وى 100 بهتر نبوده است . وى 101 در اين فن استاد است . قلم نازك باريك دارد كه به غير شاه مظفر ديگر قلم هيچكس به آن نازكى نيست ، اما چيزى خشكتر است . گرفت و گيرها را بغايت محكم ساخته ( 131 پ ) اما شاه مظفر به معرفت كثيره از وى گذرانيده است . قلمى دارد در نهايت نازكى و صافى و ملاحت و پختگى كه چشم بيننده خيره ماند . در بيست و چهار سالگى وفات كرد . در مدت عمر هشت مجلس تمام كرد و قلم سياهى او در بعضى مردم يافت مىشود . استادان اين صناعت آن را بغايت عزيز مىدارند .